Friday, February 11, 2011

The Snow Man by Wallace Stevens - ترجمه شعر آدمِ برفی نوشته والاس استیونز

The Snow Man
One must have a mind of winter
To regard the frost and the boughs
Of the pine-trees crusted with snow;

And have been cold a long time
To behold the junipers shagged with ice,
The spruces rough in the distant glitter

Of the January sun; and not to think
Of any misery in the sound of the wind,
In the sound of a few leaves,

Which is the sound of the land
Full of the same wind
That is blowing in the same bare place

For the listener, who listens in the snow,
And, nothing himself, beholds
Nothing that is not there and the nothing that is.

I hate to say this :) but this is not about pessimistic nihilism. If you like, you can read more about the poem here.

آدمِ برفی نوشته والاس استیونز
بایست اندیشه ای زمستانی داشت
تا یخ ها و شاخ های
 درختان کاج برف پوش را دید؛

و مدت درازی سردی باید کشید
تا به یخ های زبر بر سر سروها نگریست،
تا به صنوبرهای زمخت زیر درخشش دور دستِ

خورشید بهمن ماه نگریست، و
به شکنجی نیاندیشید که در نوای باد، 

و در نوای چند برگی است،

که نوای سرزمین است
پر از همان باد
که در همان جای برهنه می وزد

برای شنونده ای که در برف می شنود،
و، چنان که خود هیچ است، می نگرد
به هیچ که آنجا نیست و هیچی که هست.

No comments:

Post a Comment